عزم سفر کربلا

امروز بالاخره پس از کش وقوس های فراوان بر تردیدها غلبه کرده و برای پیاده روی اربعین عزم کربلا نمودم. این سومین سالی بود که عزم رفتن می کردم دو سال پیش اربعین مقارن شد با فوت نوزاد دخترم حین تولد. اول قرار بود نامش آوین باشد اما در نهایت تصمیم گرفته بودیم نامش را نازنین زهرا بگذاریم. دو روز قبل از موعد تولد از دستش دادیم.خاکسپاری در ۱۲ آبان انجام شد اما بنا بر نظر پزشکان فوت در ۱۰ ام حادث شده بود. علت را بطور قطع هرگز نفهمیدیم اما شواهد و قراین حاکی از خفگی توسط بند ناف بود. بعد از این اتفاق تلخ به سرعت پاسپورت را تمدید کرده و عزم سفر نمودم اما دیدم نامردیست در این شرایط همسرم را تنها بگذارم.

سال پیش هم باز عزم سفر کردم اما به دلیل بدهی بسیاری که به افراد مختلف داشتم دلم راضی نشد با این شرایط راهی شوم. فکرهایی سستم می کرد و توانم را می گرفت مثلا به این فکر می کردم که اگر یکی از این افرادی که بدهکارشان بودم بدون اینکه حتی به زبان بیاورند فکر می کردند که خوب اگر آن قدری دارد به کربلا برود پس چرا بدهی ما را اول نمی دهد و … البته سال پیش بشدت در مضیقه مالی هم قرار داشتم و به هر شکل نشد که راهی شوم.

اما شرایط امسال بهتر بود قسمتی از بدهی ها پرداخت شده بود. فرزند سومم آقا مهدیار به دنیا آمده و شرایط روحی همسرم مناسب و راضی به سفرم. اما اندیشه های دیگری تردید در رفتن ایجاد می کند. مهمترینشان این بود که اگر بلایی به سرم بیاید همسر و بچه هایم چه خواهند کرد؟ نکته دیگر این که در صورت رفتن بایستی مادر و خاله ام را به همراه ببرم. خاله ام به دلیل مشکل قلبی و مادرم به دلیل درد کمر، زانو و بیماری  کبدی در معرض ریسک بالایی از نظر سلامت برای رفتن به این سفر هستند و در صورت بروز مشکل چه خواهد شد؟

تمام این فکر ها مانند خوره تاب،  توان و انگیزه را می گیرد. در نهایت در این جدال نابرابر با اندیشه هایم یاد روایت هایی می افتم که این همه سال در مجالس مختلف از واقعه کربلا شنیده ام.

آیا آنها که در کربلا یار حسین(ع) ماندند این دغدغه ها را نداشتند؟ تازه آنها مرگ خود را قطعی می دانستند. در همین کشمکش ها جمله ای از واعظ شیرین‌ سخن مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی دیدم که سخنان نغز و مواعظ دلنشینی داشت. جمله به مضمون  است که می گفت در کربلا متدینین برای یاری رساندن به امام حسین (ع) استخاره کردند و استخاره شان بد اومد اما لوطی ها بدون هیچ مکث و استخاره ای خودشون رو به حسین (ع) رساندند.

در نهایت در این جدال نابرابر با خودم و پس از یکبار منصرف شدن از رفتن بر تردید ها غلبه کردم و برای اخذ ویزای اربعین در سایت سماح ثبت نام نمودم.

ارسال یک دیدگاه